سامانه وبلاگ کتاب ادز

هر چي که در مورد کتاب مي خواهيد (معرفي کتاب - بازاريابي کتاب - شيوه هاي نوشتن کتاب- شيوه هاي کتابخواني - معرفي نويسندگان - نقد کتاب و ....) بنويسيد و به رايگان منتشر کنيد

وقتی زبانِ زبان‌بستگانْ باز می‌شود

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

مواجههٔ آدمیان و حیوانات قصه‌ای است به کهنگی عمر بشر که از زبان‌های مختلف بارها شنیده شده و هنوز هم به سر نرسیده است. حالا خیلی از این قصه‌گوها بر قله‌های بلندِ حفاظت از محیط زیست یا فلسفه اخلاق یا اقتصاد ایستاده‌اند اما خیلی پیش‌تر از این‌ها، «عرفان» بود که خاموشان را به قصه‌گویی دعوت می‌کرد. آن‌ها تفاوت انسان و حیوان را در به دوش کشیدنِ «بار امانت» می‌دانستند اما بعد از مدتی به نظر رسید که تنها حس برتری باقی‌ مانده است و دیگر خبری از امانت‌داری نیست. کتاب «دادخواهی حیوانات نزد پادشاه پریان از ستم آدمیان» که بخشی از رسائل «اِخوان الصفا» است از این نقطه پایانی شروع می‌کند تا به آن نقطهٔ ابتدایی فراموش شده برسد.

 

اخوان الصفا چه کسانی بودند؟

«اِخوان الصفا» یکی از آن گروه‌های مذهبی-سیاسی مخفی‌کار بوده است و بنابراین، عجیب نیست که حالا نام ونشان نویسندگان رساله‌های به جا مانده از آن‌ها را ندانیم و نشناسیم. آن‌چه می‌دانیم به مذهب و مقر اصلی و دغدغه‌های ایشان مختصر می‌شود: آن‌ها بخشی از شیعیان اسماعیلیه ساکن بصره بودند که میخواستند به هر چیزی از نجوم و پزشکی گرفته تا ریاضیات و موسیقیْ رنگ شریعت بپاشند و دین مزورانه‌ای را که بنی‌عباس سکان‌دارش بود، با پادزهر فلسفه پاک و صاف کنند.

این شیعیان هفت امامی فقط در منش و رفتار رازدار و مخفی‌کار نبودند بلکه در نگارش هم زبان رمزی را انتخاب می‌کردند. کتاب «دادخواهی حیوانات نزد پادشاه پریان از ستم آدمیان» چکیدهٔ نگاه این گروه به جایگاه حیوان و انسان در آفرینش است که با زبانی تمثیلی و داستانی بیان شده است.

کتاب چه می‌گوید؟

حیوانات که از ظلم و جور آدمیان به ستوه آمده‌اند، در این کتاب به زبان می‌آیند و تظلم‌خواهی می‌کنند. حیوانات و انسان‌ها به پای میز قضاوتِ پادشاهِ پریان می‌آیند و هر کدام دلایلشان را مطرح می‌کنند و گفت‌و‌گویشان به درازا می‌کشد. اسب و گاو و گوسفند و.. در آغاز شکایتشان می‌گویند «ای پادشاه، کاش ما را آن گاه که در دست آدمیان اسیر هستیم، می‌دیدی» و پس از آن هر کدام غم‌نامه‌‌ای را شرح می‌دهند از ظلمی که آدمیان به آن‌ها و فرزندانشان روا داشته‌اند.

خواندن را ادامه دهيد
  459 Hits

مرثیه‌ای برای پسر، پدر و دیکتاتور

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

پاتریسیو پرون، پنجمین کتابش یعنی «مرثیه‌ای برای آرژانتین» را یک رمان «تخیلیِ غیرتخیلی» توصیف می‌کند.

کتاب تاحدودی شبیه داستان زندگی خود نویسنده‌است. پرون در آرژانتین در خانواده‌ای با سابقه مبارزات سیاسی در دوران دیکتاتوری نظامی متولد شده و سال‌های زندگی‌اش را در کشوری دیگر، یعنی در اسپانیا گذرانده‌است.

داستان کتاب توسط یک راوی که نویسنده‌ای آرژانتینی است روایت می‌شود. او سال ۲۰۰۸ بعد از هشت سال زندگی در کشور آلمان در تماسی با خانواده‌اش متوجه می‌شود که حال پدرش خوب نیست و راهی بیمارستان شده‌است. تصمیم می‌گیرد بازگردد و این بازگشت سد خاطرات را می‌شکند و راوی را با چهره جدیدی از پدرش مواجه می‌کند.

در میانه ملاقات‌ها در بیمارستان‌ها و بازگشت به خانه، راوی در میانه وسایل پدرش، کتاب‌ها و روزنامه‌ها و یادداشت‌ها، کلکسیونی از مقالات و گزارش‌هایی از روزنامه‌های مختلف پیدا می‌کند که درباره مردی از روستای محل تولد پدرش است که ناپدید شده‌بود.

بخشی از داستان واکاوی آرشیو روزنامه‌هایی است که روند ناپدید شدن، جست‌وجو برای یافتن و کشف جسد آن مرد را نشان می‌دهد.

خواندن را ادامه دهيد
  965 Hits

طبل حلبی؛ روایت کودکی ناهمگون

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

«طبل حلبی» از آن شاهکارهای نوبل برده است. راوی کتاب کودکی است که در سه سالگی تصمیم می‌گیرد دیگر قد نکشد و با توانمندی ویژه‌اش یعنی شکستن شیشه‌ها «با الماس جیغ» خود روزگار بگذراند. «اسکار» در بحبوحه جنگ جهانی دوم زندگی می‌کند اما او کودک‌مانده‌ای است که خود و احساساتش را در مرکز دنیا قرار می‌دهد و تاریخ جنگ را از خلال آن‌چه تنها بر خودش رفته، روایت می‌کند. همین تمهید داستانی است که کتاب را از تصنعی‌گویی و شعارزدگی نجات می‌دهد اما تاریخی می‌سازد که قهرمان‌هایش مردمان عادی و بی‌نام و نشان هستند و نه آن‌هایی که نام و نشان پرزرق و برقشان را در هر کتاب تاریخی می‌توان دید و خواند.

کتاب، فاجعه را در پیش‌پا افتادگی و روزمرگیش نشان می‌دهد و از تیرباران و قتل‌عام و تجاوزگری چنان ساده و بی‌آلایش حرف می‌زند که انگار این‌ها حوادثی روزمره و عادی مانند بیدار شدن و به خواب رفتن و غذا خوردن هستند و ارزش هیچ‌گونه برآشفته شدن یا مکث کردن را ندارند و تا بوده همین بوده است.

یک «طبل حلبی» قرمز و سفید بازیچهٔ کودکانهٔ اسکار و تنها یاریگر او در این روایتگری  است. او با نواختن طبل حلبی هم احساسات و دریافت‌هایش را به گوش‌های سنگین بزرگ‌ترها می‌رساند و هم صدا‌های نازک و غایب  زمانهٔ خودش را می‌شنود. اسکار موجود عجیب و غریبی است که می‌توانست حرف بزند اما نزد، او می‌توانست قامتی بزرگسالانه داشته باشد اما خودش آن را پس زد. او بعد از هر بلوایی که به راه می‌اندازد، پشت نقاب معصومیت کودکان پناه می‌گیرد و از عواقب کارهایش در امان می‌ماند و به کشته‌هایی که از ماجراجویی‌های خود باقی می‌گذارد نیز هیچ اهمیتی نمی‌دهد.

اسکار عجیب الخقله در واقع زاییده و عصاره زمانهٔ‌ توفانی خودش است زیرا «تنها توفان است که کودکان ناهمگون می‌زاید.» این کودک ناهمگون به کسی جز خود اهمیتی نمی‌دهد و توانی برای همدردی با دیگران ندارد و مرگ‌ها و فجایع در او تاثری برنمی‌انگیزد. او که با نیش و کنایه کلیسا و مذهب را به بازی می‌گیرد کمی بعدتر خود را در قامت «مسیح» می‌بیند. این کودک ناهمگون که از ضمیر «من» استفاده نمی‌کند و خود را وجودی جدا می‌بیند واسکار می‌خواند، به هر چه خودبزرگ‌بینیش را ارضاء کند، رضا می‌دهد:

..من هم مثل همه به پشت سپر «بی‌خبری» پناه می جویم و باید دانست که این بهانهٔ بی‌خبری آن روزها مد شده بود و حتی امروز کلاه قشنگی است که با بسیاری از کله‌ها جور است و روهای بسیاری را سفید می‌کند.   

خواندن را ادامه دهيد
  481 Hits

اینفوگرافی: برادر بزرگتر نمرده است!

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

جورج اورول در رمان ۱۹۸۴ آیندۀ تیره و تاری را برای جهان پیش‌بینی کرده است. تنفر شدید نسبت به دشمن و علاقۀ شدید نسبت به ناظری که پیوسته در حال ردیابی و جاسوسی افراد جامعه است و از او به عنوان «برادر بزرگ» یاد می‌شود، از ویژگی‌های جامعۀ ضدآرمانی مخوفی است که اورول با مهارت تمام به تصویر کشیده است. در این جامعه‌ اندیشیدن جرم است!

این کتاب توسط منتقدین در دو دستۀ علمی – تخیلی و داستان سیاسی قرار داده شده است.

شما را به تماشای اینفوگرافی این کتاب دعوت می‌کنیم:

در مورد نویسنده:

اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اوروِل (۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ – ۲۱ ژانویه ۱۹۵۰) داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی را بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروش «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» می‌شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده‌ی قرن بیستمی، فروش داشته‌اند.

خواندن را ادامه دهيد
  2909 Hits

روزگار عجیب آقای امپراطور

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

با شروع جنگ‌جهانی دوم، دونالد کین وارد خدمت نظام شد اما نجنگید. وظیفه‌اش این بود که آموزش ببیند تا کار مترجمی زبان ژاپنی را برای ارتش آمریکا انجام دهد. سال ۱۹۴۵ و بعد از پایان جنگ این فرصت برایش پیش آمد که یک هفته به ژاپن سفر کند.

این سفر نقطه آغاز سفرهای متعدد او به ژاپن بود تا اینکه عاقبت علاقه‌اش به فرهنگ و زبان این سرزمین باعث شد در دانشگاه کیوتوی ژاپن برای ادامه تحصیل ثبت‌نام کند.

در پرداختن به فرهنگ و تاریخ ژاپن تا آنجا پیشرفت که سال ۲۰۰۸ «نشان فرهنگ» دریافت کرد. این نشان فقط به آنهایی اهدا می‌شود که خدمات بزرگ و شایانی به ادب و فرهنگ ژاپن کرده‌باشند. سال ۲۰۱۱ بعد از زلزله بزرگ ژاپن تصمیم گرفت کارش را در دانشگاه کلمبیا رها کند و باقی مانده عمرش را در ژاپن زندگی کند. به او ملیت ژاپنی دادند و توانست با دریافت اقامت دائم به آرزویش برسد.

چنین فردی با این پیشینه‌، کتابی درباره «میجی» موثرترین امپراطور ژاپن نوشته است. این کتاب، همان‌گونه که از اسمش پیداست نه فقط درباره امپراطور بلکه درباره میجی و دنیای اوست. دونالد کین برای دست‌یابی به چنین هدفی از خاطرات روزانه و نامه‌هایی استفاده کرده که مردم هم‌عصر امپراطور نوشته‌بودند. او همچنین برای نوشتن حوادث این دوران از منابع دست دوم استفاده کرده‌است.

کین در کتابش به دنبال لایه‌های زیرین شخصیت امپراطوری است که رد پایش در حوادث این دوران تاثیرگذار دیده می‌شود. اما از آنجا که میجی دست‌نوشته‌ای از خودش ندارد تا در آن درباره حالات و احساساتش نوشته باشد، قضاوت درباره اینکه نظر امپراطور میجی درباره اتفاقات چطور و چگونه بوده غیرممکن است.

خواندن را ادامه دهيد
  507 Hits

«ما»؛ دنیای وارونه آزادی و خوشبختی

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

یوگنی زامیاتین پیش از نوشتن کتاب «ما» در مقاله‌ای نوشت:« ادبیات واقعی فقط آنجایی به وجود می‌آید که خالقانش نه حقوق‌بگیران سخت‌کوش و قابل اعتماد بلکه دیوانگان، عزلت‌گزیدگان، ملحدان، خیال‌بافان، نافرمانان و شک‌اندیشان باشند.»

داستان زندگی زامیاتین و سرنوشتی که رمان ما بعد از نوشتن پیدا کرد؛ نشان داد که نویسنده خود از پیروان راستین خلق ادبیات واقعی است. کتاب «ما» چراغ راه نویسندگان دیگری شد که توانستند آثاری با خطوط مشترک منتشر کنند. همانند جورج اورول در کتاب ۱۹۸۴ و آلدوس هاکسلی در دنیای قشنگ نو.

زامیاتین سال ۱۹۳۷ در جایگاه نویسنده و منتقدی تبعیدی از روسیه در پاریس درگذشت. کتاب ما را سال ۱۹۲۳ نوشت که به نظر می‌رسید ربطی به روسیه و فضای حاکم بعد از آمدن رفقای بلشویک نداشته باشد.

داستان کتاب در قرن بیست‌وششم اتفاق می‌افتد. در آرمانشهر و اتوپیایی که زامیانتین توصیف می‌کند (که بیشتر به ویرانشهر و دیستوپیا پهلو می‌زند) انسان‌ها دیگر فردیت خاصی ندارد. آنها اسم ندارد و هویت همگی به عدد تقلیل پیدا کرده‌است. ذهن آنها خالی از هر چیز است، در خانه‌های شیشه‌ای زندگی می‌کنند و باید از روی برنامه‌‌ای که قبلا برای‌شان ریخته شده زندگی را بگذرانند. داستان از روی دست نوشته‌های فردی که هویتش با کد D-503  شناخته می‌شود جلو می‌رود.

این فرد که ذهنش با ریاضی و محاسبات پر شده یک شهروند تمام عیار «یگانه کشور» است که برای هدفی بزرگ گام بر می‌دارد. او این نظم و ترتیب را آنچنان پذیرفته که سبک زندگی غیر از آن برایش قابل تصور نیست.

خواندن را ادامه دهيد
  3032 Hits

چرا مردم همچنان ۱۹۸۴ می‌خوانند؟

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

جرج اورول با هنر کلمات در ساخت ایده‌ها و تغییر آنها آشنا بود. او کتاب ۱۹۸۴ را زمانی نوشت که جنگ سرد تازه پا گرفته بود و این کتاب هشداری بود تا نشان دهد دولت‌های اقتدارگرا به بهانه جنگ و حضور دشمن همیشگی تا کجا می‌توانند پیش‌ بروند و چگونه می‌توانند ریزترین جزئیات زندگی شهروندان را کنترل کنند.

این کتاب هنوز هم در دنیا پر فروش است. در دانشگاه‌های مختلفی استادها و دانشجوها آن را می‌خوانند و درباره‌اش بحث می‌کنند. اما راز گیرایی و ماندگاری ۱۹۸۴ در این است که داستانش تاریخ مصرف ندارد و در هر زمان و هر مکانی می‌توان نمود خارجی آن را پیدا کرد.

انتشار ۱۹۸۴ در زمان خودش (یعنی سال ۱۹۴۹) تلنگری بود به مردمی که تازه دیکتاتوری نازی را از سر گذرانده بودند. این مردم در روزگاری زندگی می‌کردند که شوروی در حال کشیدن پرده آهنین میان خودش و دنیا بود و آمریکا با استفاده از بمب اتم دو شهر را خاکستر کرده‌بود و پشیمانی‌ای از این بابت نداشت.

داستان این رمان جایی در انگلستان در فضایی ویرانشهرگونه (دیستوپیا) اتفاق می‌افتد. قدرتمندان منطقه اوراسیا و جنوب‌شرق‌آسیا درگیر جنگی هستند که کسی نه می‌داند آغازش کی‌ بوده و نه پایانی برای آن متصور هستند. این جنگ بهانه‌ای است تا سرکوب، نظارت و کنترل وارد لایه‌های زندگی مردم شود. این کار بر عهده چهار وزارت‌خانه حقیقت، صلح، فراوانی و عشق است.

اما دنیای کتاب دنیایی وارونه و معکوس است. در دنیای کتاب حقیقت یعنی همان دروغ، صلحی وجود ندارد و همیشه حرف از جنگ است. فراوانی نیست و جیره‌بندی زندگی روزمره است و عشق وجود خارجی ندارد. تنها محرومیت است و بس.

اما این همه ماجرا نیست. برادر بزرگ (ناظر کبیر) از طریق قدرت نظارت بی‌نظیر «تله‌اسکرین‌ها» و تلاش‌های پلیس اندیشه بر همه چیز ناظر است و عشاق و مظنونین را دستگیر می‌کند. تله‌اسکرین‌ دستگاهی است که از طریق آن کوچک‌ترین صدای شهروندها و کوچک‌ترین حرکات آنها ضبط و کنترل می‌شود. در این شهر زندگی خصوصی معنایی ندارد و ناظر کبیر در همه جا حاضر است.

خواندن را ادامه دهيد
  363 Hits

سفرنامه حاجی فیروز به فرنگ

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

چه حاجی فیروز به فرنگ رفته باشد و چه فرنگی‌ها به دیدار حاجی فیروز آمده باشند، در رهاورد سفر تغییری ایجاد نمی‌شود: در همین سفرها بود که حاجی و تماشاچیانش یکباره چشمشان به نقشِ خودشان بر سطحی ناآشنا افتاد و قیل و قال‌ها به آسمان رفت. هنوز که هنوز است دعوا بر سر کیفیت این سطحِ بازتاب‌دهنده ادامه دارد. عده‌ای معتقدند در این آینه هیچ «روی و ریایی» نیست اما عده‌ای دیگر اصرار دارند که این آینه گاهی محدب است و گاهی مقعر و خلاصه آن چه نشان می‌دهد دقیقاً قامتِ آنی نیست که مقابلش می‌ایستد. هر چند، گروه دیگری هم بودند که از همان ابتدا می‌خواستند آینه را بشکنند و اینطوری از گرفتاری‌های خودارزیابی خلاص شوند اما آن‌ها حرف آخر را همان اول زده‌اند و کم‌تر پیش می‌آید که در بحث و جدلی شرکت کنند. بنابراین، سر و صداهایی که این روزها به گوش می‌رسد از جانب آن دو گروه دیگر است که با پرسشی واحد مواجه شده‌اند و جواب‌هایی چندگانه پیشکش کرده‌اند:

کدام سیاهی به حاجی فیروز مانده است؟

همه می‌خواهند بدانند چرا صورت حاجی فیروز سیاه است؟ آیا حالا که ظاهراً برده‌داری رفته فقط روسیاهیش به حاجی فیروز مانده است یا این سیاهی از اسطوره‌ای دور و ناخوانده بر چهره‌اش ماندگار شده؟ از نظر شهرداری تهران گزینه اول کم و بیش درست است. محمدرضا جوادی یگانه، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران، اعلام کرد که به خاطر رفع هر نوع «سوء برداشت نژادی»، دیگر حاجی فیروزهای کارناوال نوروزی چهره‌های سیاه نخواهند داشت. البته جوادی یگانه هم اذعان کرده که این سیاهی با آن سیاهی فرق دارد و این یکی ریشه‌های اسطوره‌ای هم دارد اما مردم سرزمین‌های دور چه می‌گویند اگر بیایند و ببینند که آدمی لاغر با چهرهٔ سیاه شده دور می‌چرخد و دایره و تمبک می‌زند؟

حالا در میانهٔ کرونا و تحریم و تنش‌های مختلف بین‌المللی چندان خبری هم از مسافران چشم آبی نیست اما خیالشان همچنان با ما هست و نگرانِ نگرانی‌هایشان هستیم.

عده‌ای دیگر اما بدون این که بخواهند -مثل شهرداری تهران- ادعای نژادپرستانه بودن سیمای حاجی فیروز را با دست پس بزنند و با پا پیش بکشند به صراحت می‌گویند شکل و شمایل امروزی حاجی فیروز میراث‌دارِ برده‌های آفریقایی‌تبار دوران قاجار و حضور غلامان سیاه در خانهٔ اشراف ایرانی است. به همین دلیل هم چهره‌شان سیاه شده است و ارباب گویان هستند و شعرهای مغلوط را با لهجه‌های مختلف می‌خوانند.

خواندن را ادامه دهيد
  364 Hits

نوبت یادگیری هنر خوب زندگی کردن است

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اینکه معنای زندگی چیست و چگونه باید خوب زندگی کنیم همیشه ذهن فلاسفه و خردمندان را درگیر کرده است. مطالب، سخنرانی‌ها و کتاب‌های فراوانی هم در این باره نوشته شده‌اند (مثل کتاب دربارۀ معنی زندگی نوشتۀ ویل دورانت) اما به راستی چگونه باید خوب زندگی کرد؟ رولف دوبلی در کتاب هنر خوب زندگی کردن تلاش کرده با نوشتن این کتاب به بهتر زندگی کردن ما کمک کند.

محتوای کتاب هنر خوب زندگی کردن

رولف دوبلی این کتاب را بعد از کتاب پرفروش هنر شفاف اندیشیدن نوشت. در کتاب هنر شفاف اندیشین (برای خواندن معرفی کامل کتاب هنر شفاف اندیشیدن کلیک کنید) نویسنده ۹۹ خطای شناختی را توصیف کرد و به ما آموزش داد چکار کنیم تا درگیر آن خطاهای شناختی نشویم.

در کتاب هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی ۵۲ ابزار ذهنی را معرفی کرده و نحوۀ استفاده از هر کدام را آموزش داده است تا بتوانیم با آن‌ها زندگی بهتری پیش ببریم.

قبلا در معرفی کتاب خرده عادت‌ها نقل قولی از نوال راویکانت آوردیم:

برای نوشتن کتاب فوق‌العاده باید اول به خودِ کتاب تبدیل شوید.

خواندن را ادامه دهيد
  491 Hits

سبیلیات؛ داستان پیرزن و رودخانه

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

پاییز سال ۱۹۸۸ دولت عراق از خبرنگاران روزنامه رای‌الکویت خواست برای بازدید از خرابی‌های جنگ ایران و عراق به کشور آنها بیایند. خبرنگارها برای این بازدید، سوار بر سه هلی‌کوپتر در سمت ساحل غربی شط‌العرب به سمت جنوب و بندر فاو پرواز کردند.

خشکی زمین از همان ارتفاع گواه آن بود که جانی برای نخل‌ها باقی نمانده و اکثرشان خشک شده‌اند به جز تکه زمینی کوچک که سرسبز باقی مانده بود. به خبرنگارها گفتند آنجا روستای «سبیلیات» است.

یکی از خبرنگارها بعد از ماموریت با اسماعیل فهد اسماعیل تماس می‌گیرد و ماجرای آن سرسبزی در میان پهنه خشک جنوب عراق را شرح می‌دهد. فهد اسماعیل، از پدری عراقی و مادری اهوازی در جنوب بصره، در اصل در روستای سبیلیات متولد شده‌بود. این شرح کوتاه بازدید کافی بود تا او داستانی درباره چگونه سرسبز ماندن سبیلیات بنویسد. چرا که دوست خبرنگارش گفته بود «زادگاه توست و تو باید رازش را کشف کنی…..»

داستان کتاب «سبیلیات» با اعلام شروع جنگ و الزام تخلیه روستاهای جنوبی و مرزی عراق شروع می‌شود. به ساکنان روستاها گفته شد جنگ سه ماه دیگر تمام می‌شود. خانواده «ام قاسم» هم الاغ‌هایشان را برداشتند و از روستای سبیلیات راهی نجف شدند.

«ابو قاسم» همسر ام قاسم تاب و توان این جا به جایی را نداشت. قلبش نکشید و در نیمه‌های راه درگذشت. به خاطر آنکه فرصت نداشتند جنازه ابوقاسم را در همان میانه راه بین دو درخت نخل دفن کردند؛ به امید روزی که جنگ تمام شود و برگردند و او را در روستای زادگاهش دفن کنند.

خواندن را ادامه دهيد
  404 Hits

 

 

 

 

 

از جدیدترین کتابهای ثبت شده با خبر شوید

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین کتابهای ثبت شده در ایمیل خود با خبر شوید!!!

آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید

افزودن آگهی کتاب

درباره کتاب ادز

کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد

دسترسی سریع

افراد آنلاین

ما 247 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم