سامانه وبلاگ کتاب ادز

هر چي که در مورد کتاب مي خواهيد (معرفي کتاب - بازاريابي کتاب - شيوه هاي نوشتن کتاب- شيوه هاي کتابخواني - معرفي نويسندگان - نقد کتاب و ....) بنويسيد و به رايگان منتشر کنيد

"موراکامی" یا "واتانابه "؟!

"چوب نروژی" ،نام یکی دیگر از رمانهای بلند موراکامی ،نویسنده شهیر ژاپنی است که ازیک موسیقی جاز به همین نام گرفته شده است و اثری از "گروه بیتل ها" می باشد.

برخلاف سایر رمانهای بلند موراکامی ،چوب نروژی به سبک رئال نوشته شده و داستان تنهایی و سرگردانی پسری نوجوان به نام "واتانابه" را بیان میکند.

یک نوجوان هفده ساله که تا بیست سالگی سن خود را دراین داستان شرح می هد.

همانند سایر رمانها ، دراین رمان نیزموراکامی تنهایی انسان و روبه روشدن با خصایص انسانی رابا ظریف ترین بیان به تصویر می کشد وگاها این ظرافت بیان ،شناخت عمیقی ازتنهایی انسان را موجب می شود.

دراین رمان چنان از انواع موسیقی،ومخصوصا موسیقی جاز،صحبت شده که گویا داستان با زمینه ای از موسیقی جاز درحال پخش، بیان می شود و خود نویسنده نیز از یادآوری این نکته لحظه ای غافل نمی شود.

خواندن را ادامه دهيد
  2872 Hits

آیا اسنفجی فکر می‌کنی؟

 

معتقدم گاهی باید کتاب قسمت آدم باشد تا آن را بخواند برای همین همیشه هر ماه به کتاب فروشی می‌روم و بی هدف می‌چرخم و کتاب‌ها را بر می‌دارم و ورق می‌زنم و می‌خوانم و گاهی هم می‌خرم.

کتاب اصول دیزاین خدمات ۱-۱۰۰ هم از آن دست کتاب‌هایی است که قسمتم شده. نه آن در صفحه اینستاگرامی دیدم، نه ناشر آن را می‌شناختم و نه کسی آن را به من معرفی کرده. همینطور که داشتم در شهرکتاب شریعتی می‌چرخیدم نگاهم به جلدش افتاد. کتاب را بر داشتم. پشت جلدش را خواندم:

«اگر می‌خواهید درک درستی از دیزاین خدمات در حوزه های عملی و اجرایی آن پیدا کنید، این کتاب میتواند شروعی خوب در این مسیر باشد»

و باید بگویم که واقعا هم شروع خوبی است. این کتاب مثل راهنماست هر صفحه ای از آن را می‌توان باز کرد و شروع به خواندن کرد. در این کتاب ۱۰۰ اصل از دیزاین خدمات در قالب یک قانون دم دستی و ساده مطرح شده و هر اصل در یک صفحه می‌گنجد. و می‌تواند نقش یک سرنخ را در دنیای دیزاین خدمات را ایفا کند.

خواندن را ادامه دهيد
  419 Hits

معرفی کتاب شاهزاده و گدا

استاد علی صفایی حائری شیطان به اندازه ارزش نعمت ها در آن ئسئسه دارد و تو میتوانی در هر کاری از مقدار وسوسه شیطان ارزش واهمیت آن را حدس بزنی.استاد علی صفایی حائری (عین صاد)کتاب نامه ها بلوغ

  466 Hits

داستایوفسکی : نویسنده‌ای بازگشته از آستانه مرگ و جوخه اعدام

دختری که رهایش کردی یک رمان رمانتیک جذاب است. پر از لحظات نفس گیر، غم زده و غیر منتظره که از همان صفحات اول دست خواننده را می گیرید و او را به پایانی درخشان و تاثیرگذار می برد تا داستانش را در ذهن خواننده هایش برای همیشه ثبت می کند. خوانده ام که نویسنده کتاب در عاشقانه نوشتن استاد است. در باقی آثاری که نخواندم نمیدانم. اما در این کتاب که هست.ترجمه ...

خواندن را ادامه دهيد
  316 Hits

محکومین در بند حاکمان

ایوان هشتم/ پاییز 99/ معرفی رمان/ علی ظفری فارغ‌التحصیل ارشد برق شریف ورودی 96

کیهان خانجانی زاده‌ی 2 خرداد سال 1352 در شهر رشت است. اولین کتاب او مجموعه داستانی با نام سپیدرود زیر سی‌و‌سه پل است که در سال 1383 به چاپ رسید و در ششمین دوره جایزه ادبی مهرگان عنوان «تقدیر شده بهترین مجموعه سال» را از آن خود کرد. علاوه بر آن نامزد بهترین مجموعه داستان سال در پنجمین دوره جایزه بنیاد گلشیری شد.

کیهان خانجانی

کتاب بند محکومین یکی از درخشان‌ترین آثار کیهان خانجانی است که توانست جوایز زیادی را برای این نویسنده به ارمغان بیاورد. بند محکومین توانست عنوان بهترین رمان ایرانی سال را در هفتمین جشنواره مجله‌ی تجربه در سال ۱۳۹۷ و بهترین رمان سال ۱۳۹۶ را به انتخاب جایزه‌ی احمد محمود به خود اختصاص دهد. این نوشته مروری است بر این اثر کیهان خانجانی؛ رمانی که بعد از ۷ بار چاپ حتی قرار بود توقیف شود!

رمان بند محکومین یک قصه‌ی اصلی و تک‌خطی دارد که در همان اولین جمله‌ی داستان به شکلی غافلگیرانه به خواننده عرضه می‌شود:

«هزار و یک حکایت دارد زندان لاکانِ رشت. هزارتا را باور کنند این یکی را نمی‌کنند: یک شب درِ بند محکومینِ مرد باز شد، یک دختر را انداختند درونش.»

خواندن را ادامه دهيد
  339 Hits

پارت ۲ برخورد

وقتی از پارک به خانه برگشتم کامیونی را جلوی در پارکینگ مان مشاهده کردم مدتی بعد متوجه آن شدم که اسباب وسیله های پیرمرد است که در آن کامیون قرار گرفته ، به سمت پله ها رفتم نفس نفس میزدم نمیدانم چرا همان موقع متوجه برخورد با چیزی شدم با چشمانم همه چیز را بررسی کردم بله درست متوجه شده ام به آن پیرمرد برخورد کردم که دستش کارتونی بود اما حال میتوانم درون آن کارتون را مشاهده کنم چون پخش زمین شده است ، کتاب هایی که نمیدانم از چه جنسی هستند ، به خودم آمدم و سریعاً معذرت خواهی کردم مشخص بود پیرمرد ناراحت شده است ، خواستم کتاب هارا جمع کنم اما مانعم شد ، نمیدانم چرا ؟ خودش به تنهایی مشغول جمع کردن کتاب ها شد ولی نتوانستم کمکش نکنم و من هم کمکش کردم ، معلوم بود که هنوز هم ناراحت است و من نمیدانستم چه بگویم که از دلش در بیارم کتاب هارا جمع کردیم و آنگاه متوجه آن شدم که کتاب ها همه شان قدیمی و نویسنده همه شان یکی است ، موضوع برایم جالب شد چون فقط عنوان بود که تغیر میکرد از پیرمرد پرسیدم این همه کتاب چرا تمام شان از یک نویسنده باشد ؟ پیرمرد با نگاهی اندوهگین جواب داد چون نویسنده مورد علاقه همسرم بود و من فقط میخواستم بدانم چرا به آن نویسنده علاقه دارد همین .... ، دوباره از پیرمرد معذرت خواهی کردم و به سمت خونه رفتم ، اکنون به این فکر میکنم که چقدر یک نفر میتواند برای یک انسان مهم باشد ...

💙💙💙



زندگی بدون تجربه های بقیه چطوره ؟؟

زندگیم بدون کتاب دووم چندانی نداره ، شما کتاب های آگاتا کریستی رو خوندید ؟؟

خواندن را ادامه دهيد
  327 Hits

مخففِ چیست؟

یکی از ترفندهای رایج یک نویسنده معرفی عبارتی جدید همراه با معرفی ریشه یا مخفف آن است.

عباراتی مانند: SMERSH، KAOS، THRUSH، UNCLE، GIF، NFT، SCUBA، CIA، NASA و...

اما دانستن علت وجود مقدمات، معنی را نمی‌رساند.

و یادگرفتن اسم خالق یک عبارت (و دلیل کارش)، جالب بوده اما هدف نیست.

ما زمانی به یک کلمه جدید نیاز داریم که قدیمی‌ها دیگر، در ابراز یک درک مشترک ناکارآمد باشند. و کلمه جدید نمادی خواهد بود برای یک داستان.

خواندن را ادامه دهيد
  461 Hits

نامه ای به ۱۰سال بعد خودم

سلام من:)

(آدم به آیندهٔ‌خودش بخواد نامه بده،″تو″ خطابش‌می‌کنه یا بهش میگه″من″؟ فکر کنم بهتر باشه بگم تو!چون هم راحتتره،هم اینکه شاید تو،من نباشی!)


خوبی؟
آره؟خدارو شکر
نه؟چرا؟بیخیال بابا،دنیا دو روزه،یه روزش‌جمعه‌ست،یه روزشم،بین‌التعطیلیه:)
(نمی‌دونم یادت باشه یا نه،اما بارها این نامه رو نوشتم و پاک کردم و سعی‌کردم توش نصیحتت نکنم،اما هربار‌ کردم.چون می‌دونم عوض می‌شم و تغییرمی‌کنم. تو ممکنه از من بدتر باشی،هم ممکنه بهتر باشی،امیدوارم بهتر باشی اما می‌ترسم.عینِ یک مادر نگرانتم!بخاطر همین نصیحتت می‌کنم،حدس می‌زنم بگی:«بچه کوچو بالو ده سال بزرگتر از خودتم نصیحت می‌کنی؟!معلومه که من الان از تو پخته تر شدم!عجب!»اما خب،نمی‌شد نکنم،ناسلامتی تا اینجا هرکار کردم فقط به‌خاطر تو بوده و این‌که تو الان در رفاه باشی!وسعی کردم تلاش کنم،فقط فقط به‌خاطر تو!شاید درکم نکنی،پس همین حالا تو هم به ده سال بعدِ خودت،یه نامه بنویس!دیدی؟پر از نصیحت بود،نه؟!
پس موقعِ نصیحتام زیاد مسخره‌م نکن!
خب،بگذریم.
راستی،چرا فکر می‌کنم زنده‌ای؟از‌کجا‌معلوم نمرده باشی؟کار یه لحظه‌ست دیگه!درین صورت الان روحی؟اون دنیا چطوریه؟تو‌بهشتی‌ یا جهنم؟!خیلی سعی می‌کنم تو بهشت باشی!
از الان بگم؟
چه عرض کنم؟!سردرگمم از لحاظ درس.ولی این‌بار تصمیم گرفتم فکر نکنم و عمل کنم،و با خودم بگم که به درک که چی قراره بشه و رقبام چی‌کار کردن!تو(اسرای ۱۳۹۹)باید درس بخونی و درستو بخوری و بخوری و بخوری! شایدم بجویی;) و فکرشو نکنی که‌چی میشه و بقیه‌شو بسپری به خدا!
و تصمیم گرفتم همیشه زود درسامو با کیفیت بخونم،بعدش برم سراغ عشق و حال(تفریح‌.نوشتن.فیلم دیدن.خوندن و ..)

پوزی بابت کیفیت و خط⁦O_o⁩

از لحاظ کرونا؟

خواندن را ادامه دهيد
  3743 Hits

معرفی کتاب خانه افعی

اوضاع هیچ تغییر قابل ذکری نکرده. نه سرمای هوا پس کشیده، نه هیچ‌کدام از مریض‌ها حالش بهتر شده. امروز صبح گفتگویی با آگاتا داشتم و او به شدت عصبی و برآشفته شد. اعتراف کرد وقتی خواهر بکی مریض شده، تلاش کرده دخترک را وادار کند به گذشته سفر کند و به بیمارستان برود. آگاتا می‌ترسد بیماری جذام به نحوی به نظر او توسط آنی از گذشته به زمان حال برگشته باشد. دلم نمی‌خواهد این را باور کنم. هنوز هم امکان دارد این تب حاصل این هوای وحشتناک باشد. آگاتا این را هم گفت که دخالت ما در کار زمان گذشته باعث شده آن گیاهان، که دور همه‌چیز می‌پیچند و خفه‌اش می‌کنند، همه‌جا ظاهر بشوند و از دیوارهای کاخ بالا بروند.


آگاتا سرم داد زد: «انگار می‌خوان خفه‌مون کنن. دارن بهمون هشدار می‌دن که بس کنیم. ما خیلی زیاده‌روی کردیم. هکسر، تو باید از این نقشه‌ات دست برداری. ولش کن. این کار دردسر بزرگی به وجود می‌آره و من خیال ندارم جزئی از اون باشم.»


جوابش را با تشر دادم: «نه‌خیر، تو همین حالا هم اینجا و اونجا تو دردسر افتادی، مگر نه؟ البته تحت اسم‌های مختلف. آره. من از گذشته‌ی تو خبر دارم خانم هگستون.»

خواندن را ادامه دهيد
  409 Hits

آخرین کلکسیون؛ رقابت طراحان مد

بامداد لاجوردی | کتاب «هنر داستان نویسی » شامل گزیده گفت‌و گوهای نشریه «پاریس ریویو» با دوازده نویسنده شناخته شده است. هریک از این نویسندگان در خلال گفت‌و گوی خود از شخصیت‌های داستانی، زندگی شخصی، عادات نویسندگی و رویکردشان نسبت به آثار دیگر نویسندگان حرف زده‌اند. هر مخاطب می‌تواند برداشت‌های مختلفی از این کتاب داشته باشند ولی به نظر من، این کتاب نشان می‌دهد نویسندگان بزرگ از چه مسیری آثارشان مورد اقبال منتقدان و مخاطبان عمومی قرار گرفته است. سوالات مصاحبه‌ها متنوع و در پاره‌ای از موارد جزئی است و برای مثال گاهی مصاحبه کننده درباره یکی از آثار نویسنده موشکافی کرده و در برخی موارد به سوالات کلی درباره زندگی او بسنده می‌کند؛ در حین مطالعه این کتاب دائم، به دنبال پاسخ این سوالات بودم که از نظر نویسندگان قدر دنیا، نویسندگی چیست و آنها چطور با آثار دیگران، روزنامه‌ها و منتقدان برخورد می‌کنند و به طور کلی آیا مسیر مشخصی برای نویسنده شدن وجود دارد؟


کار نویسنده چیست؟

رابرت استون، نویسنده رمان «جزیره گنج» درباره کار نویسنده می‌گوید: نویسنده شخصیت داستانی‌اش را می‌سازد و آنها را در چشم‌انداز داخلی‌شان به حرکت در می‌آورد؛ وی در همین رابطه ادامه می‌دهد: نویسنده هنگام نوشتن می‌کوشد خواننده را از فضای خویش بیرون بکشد و او را به قصد نیک، در فضای خودش مشغول بدارد.

در نظر جیمز تربر نویسنده قصه «زندگی من و روزگار سخت»، عمل نگارش چیزی است که نویسنده یا از آن وحشت دارد؛ یا خوشش می‌آید، من از نوشتن خوشم می‌آید. حتی بازنویسی هم برای من لذت‌بخش است.

خواندن را ادامه دهيد
  547 Hits

 

 

 

 

 

از جدیدترین کتابهای ثبت شده با خبر شوید

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین کتابهای ثبت شده در ایمیل خود با خبر شوید!!!

آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید

افزودن آگهی کتاب

درباره کتاب ادز

کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد

دسترسی سریع

افراد آنلاین

ما 73 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم