سامانه وبلاگ کتاب ادز

هر چي که در مورد کتاب مي خواهيد (معرفي کتاب - بازاريابي کتاب - شيوه هاي نوشتن کتاب- شيوه هاي کتابخواني - معرفي نويسندگان - نقد کتاب و ....) بنويسيد و به رايگان منتشر کنيد

مزایای تندخوانی

مزایای تندخوانی


از مزایای تندخوانی میتوان ابتدا به افزایش دانش و اطلاعات عمومی اشاره نمود. دانش آموز کم سن و سالی را در نظر بگیرید که توانایی خواندن و نوشتن را دارد. حال اگر این دانش آموز بتواند با کمک روشهایی که در این زمینه ارائه شده، مهارت تند خوانی خود را افزایش دهد؛ تصور کنید که تا چه اندازه میتواند از هم سن و سالان خود پیشی بگیرد و به این ترتیب اطلاعات و دایره دانش خود را افزایش دهد. اثر این مهارت، در تمامی سنین صدق میکند و میتواند کمک بزرگی برای گسترش دانش عمومی باشد.

در کتاب چگونه ذهن برتر داشته باشیم به قلم مهدی امینی درباره مزایای تند خوانی می خوانیم که: مزایای تند خوانی روی دیگر سکه معایب کند خوانی است به این معنی که:
– باعث صرفه جویی و استفاده بهینه در وقت می شود.
– باعث ایجاد علاقه و انگیزه نسبت به مطالعه می شود.
– باعث ایجاد تمرکز و جمع بودن حواس در هنگام مطالعه می شود.
– دیرتر خسته می شوید و در نتیجه مدت بیشتری می توانید مطالعه کنید و در زمان کمتر معلومات بیشتری به دانسته های خود کنید.

–  اگر بادقت و طبق اصول صحیح مطالعه کنید درک هم بیشتر می شود و موارد دیگر از این قبیل که خود آن ها را تجربه خواهید کرد.
– باعث تقویت روحیه و نشاط می شود چرا که تندخوانی تاثیری به وسعت زندگی بر روی شما خواهد داشت. زمانی که فردی تمرین تندخوانی انجام می دهد باعث ایجاد تحرک می شود، باعث می شود که شور و انگیزه ایجاد شود و در نتیجه زمینه افسردگی را کم می کند یا از بین می برد.
با تند خوانی، شما یک متن را کاملاً جذب مغز خود می کنید. اگر چه با سطحی خواندن می توانید یک مطلب طولانی را سریعاً تمام کنید؛ اما اطلاعاتی که به صورت تند خواندن وارد مغز شما می شود با سطحی خواندن قابل مقایسه نیست؛ زیرا همه متن را نمی خوانید.
با توجه به کتاب ثبت رکوردهای جهانی”  گینس”، تند خوان ترین فرد دنیا کسی نیست جز “هاوارد استیفن برگ” . هاوارد در هر دقیقه می تواند بیش از ۲۵ هزار کلمه را بخواند.

  464 Hits

خلاصه‌ای از یک نیمچه مقاله

نگاهی به کتاب جک کنفیلد

این مطلب در شماره 412 مجله موفقیت به چاپ رسیده استو اینجا خلاصه‌ای از آن ارائه می‌گردد


مقدمه‌ی خیلی طولانی:

در میان مربیان و نویسندگان انگیرشی و موفقیت، جک کنفیلد از آنانی است که تلاش کرده مطالب خود را با نمونه‌های عینی و مثالهای عملی بیان کند. او کتابهای متعددی منتشر کرده که در این میان گفته می‌شود، کتاب «سوپ جوجه برای روح» که به همراه نویسنده‌ی دیگری به نام «مارک ویکتور هانسن» به رشته تحریر درآمده، بیش از 500 میلیون نسخه فروش داشته است.

حالا به کتاب دیگر او یعنی 25 قانون حیاتی موفقیت نگاهی انداخته‌ایم تا از منظر او محتوای انگیزشی و موفقیت را مورد بررسی قرار دهیم.

خواندن را ادامه دهيد
  327 Hits

کِلیدَر

مطالعه ی کتاب کِلیدَر اثر محمود دولت آبادی در صد روز.


برای من مطالعه ی کلیدر دست آوردی افتخارآمیز به حساب می آید.قبل از شروع به خواندن کتاب فکر میکردم توان مطالعه ی کتابی با این حجم را ندارم اما با خواندن کمی از جلد اول چنان جذب توصیفات زیبای موجود در کتاب شدم که نتواستم رهایش کنم بنابراین تمام ده جلد را با لذت تمام خواندم. در طول مطالعه با کتاب زندگی کردم و در غم و شادی کاراکترها شریک شدم که این خودش نشان دهنده ی توانایی قلم نویسنده است.

کِلیدَر روایتی است از جوانمردی دلیر بنام گلمحمد کلمیشی که به اندازه ی سهم و توان خود برای رهایی مردمی که در ذهن خود به زنجیر کشیده شده بودند تلاش کرد.برای مردمی که حاضر به پرداخت هزینه ی آزادی که شامل:ایستادگی و شنا در جهت خلاف جریان آب نشدند.

در این بین زنان ایل کلمیشی به اندازه ی مردانشان شجاع دل بوده اند.زنانی که هم پای مردان خود تلاش کرده اند.

خواندن را ادامه دهيد
  417 Hits

مردی به نام اوه | زندگی باید تمام شود، عشق نه!

«مردی به نام اُوِه» نخستین اثر «فردریک بکمن»، نویسنده سوئدی است. این اثر که در سال 2012 منتشر شده است، روایتگر زندگی پیرمردی بدخلق و مقرراتی به نام اوه است. اوه در حالی که در اندیشه‌ی پایان دادن به زندگی خویش است، به طور تصادفی با همسایه‌ی جدید خود که یک خانواده‌ی ایرانی است آشنا می‌شود و این آشنایی باعث بروز اتفاقاتی در زندگی اوه می‌گردد...

طرح جلد کتاب - تصویر از کافه بوک https://taaghche.com/book/12618

«مردی به نام اوه» را می‌توان از آثاری دانست که اصطلاحا «سهل ممتنع» هستند؛ یعنی در عین اینکه مانند همه هستند، به هیچ کس شبیه نیستند و نوعی سادگی غیرقابل تکرار دارند. از این رو، ارتباط با «مردی به نام اوه» نه تنها سخت نیست، بلکه ساده و لذت بخش است. «مردی به نام اوه» به سادگی هر چه تمام‌تر، قصه‌ی زندگی یک مرد 59 ساله است. همه‌ی ما بنا بر افکار و باورهای مرکزی‌ای که داریم، در مورد دیگران و اتفاقات قضاوت می‌کنیم. این قضاوت‌ها اما زمانی که پای قصه‌ی دیگران می‌نشینیم و از فراز و نشیب‌های زندگی‌شان آگاه می‌شویم، ممکن است دچار تغییر شوند. مانند زمانی که قصه‌ی زندگی مادربزرگ و یا پدربزرگ ها را می‌شنویم و از ارزش‌ها و دغدغه‌های آنها مطلع می‌گردیم و آن وقت است که نگاهمان به آنها و زندگی‌شان دچار تغییر می‌شود. چه در قصه‌های واقعی و چه در قصه‌هایی که در کتاب‌ها، فیلم‌ها، و سریال‌ها روایت می‌شوند، چنین روحی وجود دارد. این قدرت قصه‌هاست و در این میان، «مردی به نام اوه» قصه‌ای است زیبا، قدرتمند و تاثیرگذار.

اوه در ابتدای داستان، پیرمردی بدخلق، منظم، مقرراتی، و بسیار جدی و متعهد است که در نظر مخاطب شخصیتی خوشایند و دلنشین نیست. نویسنده در ابتدای داستان زمان زیادی را در واکاوی رفتارهای اوه سرمایه‌گذاری می‌کند تا از این راه، شخصیت و عادات او را به ما نشان دهد. اوه علاوه بر آنچه بیان شد، با زندگی ماشینی و مدرن امروزی سر سازگاری ندارد و از این رو، دلایل و توجیهات دنیای امروز را با روش‌های پر سر و صدای خود، به چالش می‌کشد. چالش‌هایی که البته به لطف قلم نویسنده در بسیاری از موقعیت‌ها، طنز مناسبی ایجاد می‌کند: از دعوای اوه با گل‌فروشی و فروشنده موبایل و تبلت گرفته تا مشاجرات او با همسایه‌ها و حتی سگ‌ها و گربه‌ها، همه و همه، ضمن چاشنی طنزی که برای ایجاد کشش در مخاطب، در خود دارند، در لایه‌ای عمیق‌تر شخصیت اوه و تعاملات او با دیگران را به ما نشان می‌دهند.

با این حال نویسنده به مرور و با پیشرفت داستان ما را با چالش‌های درونی اوه آشنا می‌کند. پس از زمانی قابل‌توجه در پرداخت بیرونی به شخصیت اوه، نویسنده ما را با تنهایی‌های اوه و زندگی شخصی او آشنا می‌نماید: از همسر دلبند او، سونیا، که در فاز ابتدایی داستان، حضور و اهمیت وجود او را در زندگی اوه با توصیفات درخشان فردریک بکمن، به خوبی حس می‌کنیم و پس از چندین بخش متوجه می‌شویم که حضور سونیا در رمان محدود و محصور در خاطرات اوه بوده و او شش ماه پیش، بر اثر سرطان از دنیا رفته است. سونیا اگر چه در رمان حضور فیزیکی ندارد اما به طرزی شگفت، او را در هر جایی که اوه حضور دارد حس می‌کنیم و دقیقا به مانند خود اوه، هر آنچه که می‌بینیم یاد و اثری از سونیا را در ذهنمان پدیدار می‌کند. سونیا را در یک کلام، می‌توان غایبی حاضر دانست. احتمالا رابطه‌ی اوه و سونیا بیش از هر چیز، یادآور عشق کارل و الی در پویانمایی شاهکار Up است.

کارل و الی در پویانمایی Up - تصویر از reddit«شش ماه از مرگ زنش می‌گذرد. اما اوه هنوز روزی دو بار تمام رادیاتورهای خانه را چک می‌کند مبادا زنش یواشکی درجه‌شان را بالا برده باشد.»

اوه پس از فقدان سونیا، تنهای تنهای تنهاست. آدم ساکتی است که در روزهای پس از فوت سونیا، ساکت‌تر هم شده و دوست دارد دیگران نیز ساکت باشند چرا که به قول خودش نمی‌خواهد صدای دیگران، صدا و یاد سونیا را در ذهنش کم‌رنگ کنند. اما آخرین تیر خلاص به اوه، اخراج محترمانه‌ی او از محل کار است چرا که «به وجودش نیازی ندارند». جولین بارنز در کتاب «عکاسی، بالن‌سواری، عشق و اندوه»، از چالش‌های روحی خود پس از فقدان همسرش این گونه گفته که برای تجربه‌ی بی‌تفاوتی و فرار از تنهایی، خود را به کارهای مختلفی از جمله تماشای یک مسابقه ورزشی کم‌اهمیت(که در حالت عادی، هرگز آن را تماشا نمی‌کرده!) مشغول می‌کرده است. این تجربیات را می‌توان نمونه‌هایی از تلاش انسان برای فرار از چرخه معیوب روزهای پس از فقدان یک عزیز از دست رفته دانست؛ اوه با از دست دادن کار خود، فرصتی بیشتر برای حس‌کردن تنهایی به دست می‌آورد؛ تنهایی جانکاهی که انگیزه و معنای ادامه‌دادن به زندگی را از او می‌گیرد و وی را به تصمیم برای خودکشی وا می‌دارد.

خواندن را ادامه دهيد
  530 Hits

ده سخن برگزیده

ده سخن برگزیده

محمد حجازی معروف به مطیع الدوله مترجم و رمان نویس  پیش از انقلاب کتاب حکمت ادیان  شامل حکمت های ادیان مختلف را از نویسنده ای غربی ترجمه می کند و از شهید مطهری می خواهد صد سخن از پیامبر را انتخاب و ترجمه کند تا در کتابش منتشر کند. شهید مطهری یکصد سخن از رسول خدا را انتخاب و ترجمه می کند.

۱۰ حدیث زیر از همان مجموعه است:
۱. دو گروه از امت من هستند که اگر صلاح یابند امت من صلاح می یابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد می شود: علما و حکّام
۲. نمی توان همه را به مال راضی کرد، اما به حسن خلق ، می توان.
۳. از نشر دانش نمی توان جلو گرفت.
۴.بدترین مردم کسی است که گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد.
۵.دلباختگی کر و کور می کند.
۶. تملّق خوی مومن نیست.
۷. بهترین مردم، سودمندترین آنان به حال دیگران است.
۸. آفت دین سه چیز است: فقیه بدکار، پیشوای ظالم، مقدس نادان.
۹. تا عقل کسی را نیازموده اید،  به اسلام آوردن او وقعی نگذارید.
۱۰. خداوند مومن صاحب حرفه را دوست دارد..

امداد اندیشه

  319 Hits

یک روز دیگر

- صبحش کلاس آفلاین¹ داشتیم؛ یعنی آن‌که خبری از استاد و حضور و غیاب نبود، دو سه تا تکلیف و محتوا می‌دهند و چِک² می‌کنی‌ و تیک³ «خوانده شد»ش را می‌زنی والسّلام!
بعدازظهرش هم خبری نبود. پس می‌توانستم امروز را غنیمت بدانم و دو کتاب درسی‌ای را که استاد زبان و تحلیل محتوا معرفی کرده بودند، بخرم.
حوالی چهار و نیم بعدازظهر حرکت کردم. هوا داشت کم کم‌ک سرد می‌شد و رنگ و روی یک روز پاییزی می‌گرفت. لباس هودی⁴ سرمه‌ای رنگی را که پارسال موقع تولّدم، مادرم خریده بود، به تن کردم. مادرم گفت که زودتر بروم که هوا زود تاریک می‌شود. راست می‌گفت؛ تا برسم به کتابفروشی غروب شده بود.
کتاب‌فروشی واژه: روبروی دانشگاه فنی معروف شهرمان، دانشگاه نوشیروانی بود. دانشجویان جوان را می‌دیدم که تک و توک، ماسک به صورت، از این‌ور و آن‌ور دانشگاه خارج می‌شدند. نمی‌دانم چرا یهو دل‌تنگ دوران دانشگاه قبل کرونا⁵ و خوابگاه عجق وجق خودمان افتادم! این روزها به راستی که سخت می‌گذرند.
وارد کتابفروشی شدم. همیشه از دیدن این همه کتاب جوراجور و از همه مهم‌تر نو ، ذوق زده می‌شوم! صاحب مغازه جوان را دیدم، مرا می‌شناخت. سریع رفتم سر اصل مطلب و نام آن دو کتاب را به او گفتم.
اول کتاب زبان را بهم معرفی کرد.


-روبه روی خودت هست، بگیرش: Inside Reading 1


جلد رنگی و قطع وزیری داشت؛ امّا چیزی که بیشتر توجّه‌ام را جلب کرد، عنوان Oxford University Press بود.
خوشحال شدم، یاد دوران کلاس‌های پرخاطره زبان خودم افتادم که چه سریع هم عین برق و باد گذشتند. بیشتر مواقع هم که از ساختمان آن موسسه زبان، کانون زبان ایران، می‌گذرم این خاطرات دوباره مرور می‌شوند. زمانی هم نگذشته از آن دوران: حدوداً پنج سال. ولی گویی که سال‌ها در مخیّله‌ام خاک خورده باشند، از من دور شده اند.


-۹۰هزار تومن

خواندن را ادامه دهيد
  509 Hits

تندخوانی پیشرفته تونی بازان

تندخوانی پیشرفته تونی بازان

استفاده از نقشه های ذهنی و تکنیک های تندخوانی پیشرفته تونی بازان به خوبی دست به دست هم می دهند و سبب رشد شما می شوند.

تونی بوزان ، مخترع نقشه ذهن ، یک کتاب کامل در مورد تندخوانی  را  به رشته تحریر درآورده است.

تونی بازان جدیدترین تکنیک های تندخوانی را به وضوح و مختصر در این کتاب نوشته است.

و او تندخوانی را با نقشه ذهنی ترکیب می کند تا اطمینان حاصل کند که با درگیر کردن کل مغز ، حداکثر نتیجه را از تلاش خود برای خواندن می گیرید.

بیایید بررسی کنیم که چگونه با استفاده از نقشه های ذهنی هنگام مطالعه نه تنها به شما کمک می کند تا سریعتر بخوانید ، بلکه بهتر درک کنید و یادآوری بیشتری داشته باشید.

خواندن را ادامه دهيد
  387 Hits

پای کوه، چشمه تامهر #پیک زمین

چشمه دوست داشتنی تامهر

چشمه دیدنی تا مهر



در پای كوه در 5 كیلومتری غرب تفت ، شهرستانی كه درختان سرسبزش به دست لطف پروردگار ، به رنگ رنگ میوه ها چراغانی است ، روستایی است به نام «اسلامیه» در كنارش چشمه ای از دل زمین می جوشد كه پشت به كوه سهراب دارد . كسانی كه سبزاندیش بوده اند ، در حوالی چشمه ، توت و بید كاشته اند تا چشم نوازی تابلوی زیبای تا مهر خالی نماند . كمی كه چشم به اطراف بگردانی ، عقاب واره ای می بینی كه انگار تیشه حجاری چیره دست از دل سنگیش بیرون آورده ، اما نه ... عقاب كوه شاهكار آفرینش است و صاحب هر دیده زیبابینی را به تحسین وا می دارد . اینجا مظهر «تامهر» است كه آب از آن زاده می شود . آب كه از فرط زلالی آینه گون می نماید ، از زمین دل می كند و از زیر صخره سر بر می آورد . از چشمه «تامهر» آب فراوان می طراود . اما عمر كوتاهی دارد . آب دهی چشمه از اسفند تا مهر ادامه می یابد و نام چشمه كنایه شیرینی است از زمان پرآبی چشمه . آب با همه لطافتش تن به سفر در سنگ می سپارد و پیش می رود و زندگی را رنگ می زند ، سبز و پر طراوت و شاداب ، و مسیر اطراف چشمه را اینچنین به محوطه ای تفریحی و تفرجگاهی چشم نواز مبدل می سازد تا میزبان مردمانی شود كه خسته از هیاهوی دودآلود شهر می خواهند سبزینگی را مرور کنند

  315 Hits

معرفی کتاب عشق یک لبخند نیم سانتی

کتاب عشق یک لبخند نیم سانتی

(پیشنهاد کتاب)

کتاب عشق یک لبخند نیم سانتی از مجموعه داستان و روایت، اثری از مهین سمواتی است که توسط نشر صاد به تازگی منتشر شده است.

«عشق یک لبخند نیم‌سانتی» روایت فرشته دختر ده ساله‌ایست که در خانواده‌ای شلوغ و پرجمعیت زندگی می‌کند. به‌دنبال حوادثی، به دام اِبی، پسر لاتِ محله می‌افتد و وارد ماجرایی پر ترس و هیجان می‌شود. نویسنده در این داستان به برخی دغدغه‌های نوجوانان پرداخته است و با بیانی شیوا و فضاسازی ملموس، مخاطب را با خود همراه می‌سازد.

(گزیده کتاب)

آذر و پوران روی قابلمه ضرب گرفتند و کبری‌باجی همان‌طور که چادرش را از پشت کمرش گره زده بود، آستین‌هایش را بالا زد و همان‌طور که می‌چرخید قصّه‌ای را تعریف کرد:

«سه‌تا جاری بودند، یک شب شوهرها برایشان کادو خریدند، صبح سه‌تایی آمدند توی حیاط که به هم پز بدهند. اوّلی که انگشتر داشت با همان انگشت به دومی اشاره کرد و گفت تو چرا خونه رو نرُفتی؟ دومی النگوهایش را تکان داد و گفت پس چرا به من نگفتی؟ سومی که سینه‌ریز داشت، گفت من که خبر نداشتم، جارو رو وَرمی‌داشتم...»

خواندن را ادامه دهيد
  352 Hits

چایت را من شیرین می‌کنم!


رمان چایت را من شیرین می‌کنم به قلم شاعرانه‌ی زهرا بلنددوست روایتی ست از دختری ایرانی ساکن آلمان با مادری مسلمان و پدری مجاهد خلق. به نظر می‌رسد این کتاب درصدد تذکر این قاعده‌ی منطقی است که اسلام گرچه تفکری واحد است اما رسم مسلمانی افراد سبب نمایش‌های مختلف از اسلام می گردد و این معیار خوبی برای رد اسلام نیست.
خانم بلند دوست به کمک قلم سراسر تشبیه خود سعی در تصویرسازی فضای داستان داشته و در این کار موفق هم بوده‌اند و تلاش ایشان به همراهی مخاطب منجر شده است.

در ابتدای داستان اسلام و خدا مورد نقد قرار می‌گیرد و مخاطب به خاطر همین قلم زیبای نویسنده با شخصیت سارا ابراز همدردی و همراهی می‌کند اما در نهایت انتظار پاسخ به ابهام ها و نقدها وجود داشت که این پاسخ ها به قدر نقدها قوی نبود و شاید برای ذهنيت‌های عموم مردم این پاسخ‌ها اثرگذار نبوده باشد. حرف‌های تند سوفی در کافه علیه خدا و مسلمانان نمونه بارزی از این شبهات بی پاسخ و صریح بود که خلاء پاسخ آن تا انتهای داستان حس می‌شد.


ابتدا و انتهای داستان بیش از آنچه که باید کش آمده بود این مسئله در بخش‌های ابتدایی کمتر و در انتهای کتاب ملموس‌تر احساس می‌شد. از طرف دیگر حوادث اصلی قصه، همگی به یک باره در اواسط کتاب اتفاق می‌افتاد و عملا تمام گره‌ها حل می‌شد که قاعدتا انتظار پایان می‌رفت ولی باز داستان با توسل به گره‌ای تکراری و کلیشه‌ای (عاشقانه) خود را چند صفحه دیگر افزایش داد.
به نوعی داستان از یک جایی به بعد در یک سراشیبی قابل پیش بینی گرفتار شد و تا انتها بر همین سیر باقی ماند.
بخشی از قسمت ‌های حساس داستان که در اصل اساس قصه بودند  با دیالوگ ها روایت می‌شد که به اقتضای دیالوگ بودن این بخش‌ها متاسفانه گذرا و سطحی پردازش شده بود و در داستان صرفا مرور می‌شدند. همه این اتفاقات در طی چند صفحه محدود روایت میشد و بعد از آن، داستان از حادثه‌ها فاصله می‌گرفت و برمی‌گشت به مرور افکاری خسته که بارها به آنها اشاره شده بود و این همه تکرار مکررات، خارج از حوصله و تحمل بیشتر مخاطبان به نظر می‌رسد، ولی به سبب قلم شاعرانه و تصویرسازی‌های نویسنده به مدد تشبیه و استعارات زیبا، مخاطب همچنان با داستان همراهی می‌کرد.

در نهایت به نظر می‌رسد برای نظم بیشتر حوادث داستان، روایت آن اگر از حالت تک خطی تغییر می‌یافت بر گیرایی و جذابیت آن می‌افزود.

  724 Hits

 

 

 

 

 

از جدیدترین کتابهای ثبت شده با خبر شوید

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین کتابهای ثبت شده در ایمیل خود با خبر شوید!!!

آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید

افزودن آگهی کتاب

درباره کتاب ادز

کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد

دسترسی سریع

افراد آنلاین

ما 94 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم