By reza on جمعه, 15 فروردین 2021
Category: کتاب

بمانم یا بروم؛ راهنمای نماندن بر سر دوراهی

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

شخصیت‌های نمایش‌نامۀ «درانتظار گودو»ی ساموئل بکت، مدام درحال برنامه‌ریزی برای عملی کردن نقشه‌هایشان هستند، مدام امروز و فردا می‌کنند ولی هرگز قدمی برنمی‌دارند…

استراگون: خیلی خب، بریم؟
ولادیمیر: بله، بزن بریم.

اما آن‌ها حرکتی نمی‌کنند.

زندگی یک مسیر مستقیم و سرراست نیست، شاید لازم باشد بارها برگردیم و از اول شروع کنیم. بارها بر سر دوراهی قرار می‌گیریم و نمی‌دانیم چه تصمیمی بگیریم. گاهی تصمیم می‌گیریم ولی در لحظه‌ای که باید قدم از قدم برداریم پاهایمان سست می‌شوند. دچار تردید و دودلی می‌شویم و احساس می‌کنیم اجبارهای زندگی مانع حرکت ما می‌شوند. مردم معمولا شرایط بیرونی را مقصر عدم پیشرفت خود می‌دانند.

عقل سلیم می‌گوید اگر مشکلی هست باید حل شود اما در عمل ما مشکلات را حل نمی‌کنیم. فردی که در یک رابطۀ زناشویی ناموفق گیر افتاده‌ است نمی‌خواهد به جدایی تن بدهد یا اگرچه از بدرفتاری کارفرمایش به تنگ‌ آمده‌ اما برای استعفا اقدامی نمی‌کند.

ما در چرخۀ باطل تصمیمات عملی نشده‌مان گرفتار شده‌ایم. راه‌های نرفته را هزاران بار در ذهن‌مان تجسم می‌کنیم. راه درست را می‌دانیم و خوب بلدیم مسیر را به دیگران نشان بدهیم اما نوبت به خودمان که می‌رسد این پا و آن پا می‌کنیم.

این تصمیمات عملی نشده، نظرهای ابراز نشده، حرف‌های گفته نشده، بختک روح ما می‌شوند و سلامت روان و جسم ما را به تاراج می‌برند.

همین «بله‌» گفتن‌های گاه‌و‌بیگاه و «نه‌»های سرکوب شده، موجب خودخوری‌های ما می‌شود و عاقبت به شکل آه و ناله یا خشم و کین سر ریز می‌کنند. آن‌ وقت است که دیگر دوستانمان هم تحمل‌‌مان را ندارند چون از شنیدن غرولندهای بی‌ نتیجه و تکراری ما به تنگ‌ آمده‌اند.

اگر این شرایط سوهان روحمان است پس چرا قدمی برای تغییر آن برنمی‌داریم؟

چرا تغییر کردن سخت است؟

چون می‌دانیم انتخاب یک چیز یعنی دست شستن از چیزهای دیگر. مثلا ماندن در شغلی که در آن پیشرفتی حاصل نمی‌کنید را به از دست دادن آرامش و امنیت مقطعی‌تان ترجیح می‌دهید. یا اگر از ته دلتان آرزو می‌کنید که از ازدواجی نامبارک بیرون بیایید، ترس از تنها ماندن یا آسیب‌های طلاق شما را از اقدام به عمل منصرف می‌کند.

همین ترس از دست دادن چیزهایی که داریم باعث می‌شود که خود را قانع کنیم که اوضاع آن‌قدر هم بد نیست، اما هست!

دقیقا همان لحظه‌ای که از ایجاد تغییر در زندگی‌تان مأیوس شده‌اید و فکر می‌کنید که بخت از شما رو گردانیده، لحظۀ‌ بحرانی و حساسی است که می‌تواند زندگی‌تان را بسازد. لحظاتی اینچنین شانس‌ شما برای تبدیل شدن به آن چیزی است که واقعا می‌خواهید.

به گفتۀ شلدون کوپ، روان‌درمانگر آمریکایی:

ما مغلوب زندگی می‌شویم، نه به خاطر محدودیت زاویۀ دیدمان یا ترس از تاریکی، بلکه به‌خاطر بهانه‌هایمان. ما از شرایط و وضعیتی که داریم برای خودمان زندانی ساخته‌ایم و دیگران را به زندانبانان خود تبدیل کرده‌ایم. (ص: ۶۲)

ما بین مسئولیت‌پذیری و منفعل بودن، دومی را انتخاب کرده‌ایم.

اروین د. یالوم، نویسندۀ کتاب‌های وقتی نیچه گریست و روان‌درمانی اگزیستانسیال می‌گوید:

فرد به‌طور کامل در برابر زندگی خودش مسئول است. نه فقط در برابر اعمال خود، بلکه در برابر کوتاهی‌هایش نیز مسئولیت دارد. شما مسئول ایجاد دردها و رنج‌های خودتان هستید. (ص: ۶۴)

دربارۀ اروین یالوم بیشتر بخوانید.

این‌که در هر شرایطی احساساتمان را چگونه بروز بدهیم و چه رفتاری داشته باشیم به طرز تفکر ما در مورد آن شرایط بستگی دارند نه به خودِ آن شرایط. ویکتور فرانکل، نویسندۀ کتاب انسان در جستجوی معنا می‌گوید:

وقتی در آزمایشگاه‌های اردوگاه کار اجباری نازی‌ها بودم، بعضی از دوستانم را می‌دیدم که مثل خوک رفتار می‌کردند در حالی‌که در همان شرایط، دیگرانی هم بودند که رفتارشان مثل انسان‌های نیکوکار و مقدس بود. آدم‌ها در آن اردوگاه، امکان این دو نوع رفتار متفاوت را داشتند؛ این‌که کدام‌یک را انتخاب کنند دیگر کاملا به تصمیم خودشان بستگی داشت نه شرایط آنجا. (ص: ۱۱۸)

اگر به مطالعۀ نظریات و آثار ویکتور فرانکل علاقه‌‌مندید، مطلب روح خردمند؛ پناهگاه آدمی در اعصار بی‌خردی را بخوانید.

در زندگی روزمره گاهی در مواجهه با زورگویی یا مخالفت دیگران به جای پایبند ماندن به ارزش‌های خودتان و پذیرش ریسک متفاوت بودن، شروع می‌کنید به توجیه کردن انتخاب‌هایتان برای دیگران. آیا در این شرایط خود واقعی‌تان هستید یا تبدیل شده‌اید به چیزی که دیگران می‌خواهند؟ اگر شهامت گفتن آنچه به آن معتقدید را ندارید، یعنی خودتان نیستید.

این شرایط تاثیر گالیوری است، گالیور؛ شخصیت رمان مشهور جاناتان سوییفت.

کتاب «بمانم یا بروم» از ما می‌خواهد که تسلیم «تاثیر گالیور» نشویم.

وقتی گالیور از خواب بیدار شد دید که لی‌لی‌پوتی‌ها او را با طناب بسته‌اند. او با یک حرکت می‌توانست خودش را خلاص کند اما از ترس اینکه به آن موجودات کوچک آسیبی نرسد، هیچ حرکتی نکرد.

ما هم همان وضعیت را داریم. دست و پایمان با طناب‌های نامرئی اطرافمان بسته شده است و سعی می‌کنیم خودمان را با دیگران و شرایط آنها وفق بدهیم.

برای خلاصی از یک موقعیت ناخوشایند گاهی فقط به یک «نه» نیاز دارید اما همان را از خودتان دریغ می‌کنید، چون از بحث و جدل می‌ترسید. کوتاه می‌آیید و خودتان را با شرایط وفق می‌دهید تا جایی که دیگر قدرت و اختیاری برایتان باقی نمی‌ماند. روز به روز بیشتر احساس زندانی بودن و بی‌ارزش بودن می‌کنید. اینکه همیشه تسلیم خواست دیگران باشید، نوعی توهین به خودتان است. توهین به خودتان را در ازای آرامشی کوتاه مدت و مقطعی می‌پذیرید و اینگونه عزت نفستان را رفته‌رفته از دست می‌دهید.

راه حل چیست؟

با ترس‌هایتان روبرو شوید و آن‌ها را فرصتی برای قوی شدن بدانید. ترحم و دلسوزی بی‌جا و بی‌حد خود را کنار بگذارید. یاد بگیرید که چطور باید بحث و جدل کنید: خود واقعی‌تان باشید اما درست رفتار کنید. به یاد داشته باشید که این چهار اصل را رعایت کنید:

محترم باشید. باملاحظه باشید یعنی خودخواه نباشید. عادل باشید. صادق باشید.

ما در مواجهه با هر شرایط نامناسبی ما دو راه حل داریم: یا شرایط را تغییر دهیم یا نگاهمان به مسائل را. اگر نمی‌توانید شرایط را تغییر دهید حداقل دیدتان را طوری تعدیل کنید که شرایط زیاد اذیتتان نکند.

بورلی استون، روان‌شناس و درمان‌گر، در کتاب «بمانم یا بروم» روش‌هایی را ارائه داده است تا به ما کمک کند از هرگونه دوراهی مانند انتخاب شغل، سبک زندگی، انتخاب رشته تحصیلی و هر نوع تصمیمی که در زندگی ما را دچار شک و تردید کرده است نجات پیدا کنیم و تصمیمی درست بگیریم. بمانم یا بروم یک کتاب انگیزشی کابردری و بسیار ساده و خوش‌خوان است.

اگر ماه‌ها یا سال‌هاست که می‌خواهید زندگی خودتان را تغییر بدهید اما نمی‌توانید مسیر درست را انتخاب کنید اگر بارها و بارها تصمیم می‌گیرید اما نمی‌توانید آن‌ها را عملی کنید اگر شهامت ریسک کردن برای ایجاد تغییرات را ندارید اگر از در جا زدن، تکرار مکررات، ناتوانی در انجام کاری که آرزویش را دارید خسته شده‌اید

این کتاب را بخوانید.

کتاب بمانم یا بروم با ترجمۀ میترا نادری توسط نشر شمعدونی در ۱۷۶ صفحه منتشر شده است.

نوشته بمانم یا بروم؛ راهنمای نماندن بر سر دوراهی اولین بار در مجلۀ 30بوک. پدیدار شد.

Related Posts

Leave Comments