توضیحات آگهی
ماجرا از يك سال پيش آغاز شد. يك روز صبح زود وقتي از مزار عمويم باز ميگشتم، در فاصلهاي نه چندان دور از قبر او درست سه رديف پائينتر، ناگهان در لابلاي درختان و علفزارهاي گورستان چشمم به تصويري افتاد كه مرا در جا ميخكوب كرد: چشم حيران من بر چهره خودم در قاب عكسي كهنه بر بالاي قبري قديمي خيره مانده بود، لحظهاي نفس كشيدن از يادم رفت و چنان حيرتي برجسم و روحم فشار آورد كه تنم يك پارچه آتش گرفت و عرق بر پيشانيم نقش بست آب دهانم را چند بار فرو دادم و بيهيچ حركتي همانطور خيره ماندم. بعد آرام سرم را به اطراف گرداندم و از شدت تعجب كم مانده بود آدمهاي دور و نزديك را به اين حقيقت شگفت فرا خوانم. حتي وقتي مردي را ديدم كه از چند قدمي من عبور ميكرد، نا خود آگاه دهانم براي يك فرياد بلند باز شد، اما سكوت گورستان و آواز خفيف پرندهاي انگار مرا به خاموشي دعوت كرد. حركتي كردم و به گور قديمي و آن چهره شگفت نزديكتر شدم. انگار به خودم نزديك ميشدم. حالتي داشتم كه از وصف آن عاجزم، گويي در رويايي گرفتار شده كه خلاصي از آن ممكن نبود. علفهاي بلند و خشك را كناري زدم تا شايد در چهره مات و خيرة او نشاني از اختلاف بيابم و خطاي چشمهايم را به تماشا بنشينم. اما نه! انگار رو به سوي آينهاي مات وكم رنگ پيش ميرفتم. خودم بودم. او خودش بود با چهرهاي كه تا سرحد جنون و شگفتي فوقالعادهاي به صورت حيران من شبيه بود. نفس در سينهام حبس شده بود. اصلاً متوجه نبودم تا چه مدتي هواي مردگان را در سينهام فرو ميدادم. فقط لحظه نشستن در برابر آن چهره غريب را خوب به ياد ميآورم. به حركاتم خيره شده بود. انگار از بهت و حيرت من آگاهي داشت كه چشمانش به آن گونه عجيب اثر ميكرد! بلافاصله خم شدم و صورتم را به آن قاب عكس قديمي و غبار گرفته نزديك كردم. مثل اين بود كه هيچ گاه تا اين حد دقيق به چهره خودم چشم ندوخته بودم. بعد از آن سرم را به اطراف چرخاندم. خواستم ببينم كسي متوجه رفتارم هست يا نه. نميخواستم كسي جز خودم به اين بازي عجيب تقدير خيره گردد. نه، جز بادي ملايم و پرندگاني از فراز سرم هيچ موجودي عبور نميكرد. روي قبر جابجا شدم و با كف دستم غبار و گرد و خاك قاب عكس را پاك كردم. تغيير چنداني نكرد. به راستي گوئي غبار از آينهاي كدر زدودم و خود را در آينه هستي و مرگ ديدم. زير لب چند بار بياختيار نام خدا را بر زبان آوردم. به راستي اين چه رازي بود كه از آن آگاه ميشدم؟
جزئیات خاص
موقعیت آگهی
شهرک اکباتان ؛ فاز ۲ ؛ بلوک ۱۳ ؛ طبقه ۷ ؛ شاخه ۵ ؛ واحد ۳۷۴
آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید
درباره کتاب ادز
کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد
دسترسی سریع
افراد آنلاین
ما 286 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم







