توضیحات آگهی
مجموعه داستان سرم را چسباندم روی تنشان روایت دلبستگی، جستجو و گسست و انزواست. تلاشی است برای گذر و عبور از تنگنای تن و شهر و کشور و جهان. به نوعی این جستجوی و کاوش درون و بیرون و طرد و انکار بنبست موجود مفهومی محوری است که چون نخی نامرئی داستانها را به هم پیوند میزند. در داستان کلاغسر با تصویر زنی تنها و منزوی مواجه هستیم که کلاغی بر سر او لانه کرده. زن اما دست از تلاش و تکاپو برنمیدارد تا مگر از این اسارت و استثمار رها شود. داستان دریای آزاد به شکلی تمثلی روایت این اشتیاق رهایی است. کاراکتر داستان تصویر سر و صورت خود را از عکسهایش برش میزند و به تن و بدن زنانی در سرزمینهای دور و آزاد میچسباند گویی با این کار آن زندگیها را تجربه میکند و رها میشود. در داستان ایستگاه بیگاه با نوعی دیگر از این جستجو مواجه هستبم. راوی که در گذر از هند سرزمین سحر و اسطوره و مراقبه در قطاری خراب گرفتار شده بهیکباره دست از گریز و چالش و اضطراب برمیدارد و به درون خود متوجه میشود. این مکاشفه درونی وجهی دیگر از آن سفر در دریاهای آزاد است. انگار برای رهایی ناگزیریم از دمی مکث و تامل و دروننگری. مجموعه داستان سرم را چسباندم روی تنشان تصویری هنرمندانه از زن امروز است. تصویری از تلاشی مدام برای تغییر بیرون و درون.
به تصویر بیحرکت بیرون نگاه میکنم. سبز، زرد و خاکي اخرایی. نسیمی نمیوزد. آفتابِ سوزان، در همهمهی سیرسیرکها، زور آخرش را میزند. هیچکس نیست. من ماندهام و این قطار خسته از یک عمر بارِ سنگینِ مسافر. ایستگاهی خالی و روستایی که از اینجا معلوم نیست. از کجا بدانم که هست اصلاً؟ تنها چیزی که میبینم، علفزار، خطهای افقیِ پیدرپی دشت و تپههایی است که آن دورها، زمین و آسمان را از هم سوا کرده.
از متن کتاب
جزئیات خاص
موقعیت آگهی
میانجاده، شاهینویلا
آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید
درباره کتاب ادز
کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد
دسترسی سریع
افراد آنلاین
ما 81 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم







