توضیحات آگهی
پيشگفتار مترجم
کتابی که در دست دارید، یک رمان اتوبیوگرافی با شیوة روایت غیرخطی است از شخصیتی تخیلی که مهندس پنجاهسالة ایرلندی است؛ او سرپرست خانوادهای چهار نفره است: همسرش مِرید، دخترش اگنس و پسرش دارا. همین مهندس بودن یکی از دلایل انتخاب کتاب توسط من برای ترجمه بود. رمان حالت دژاوویی دارد؛ مرد با دیدن هر چیزی به خاطرات قدیمی فرو میرود. به چنین نحوة روایتی «جریان سیال ذهن» میگویند؛ شبیه به فیلم توتفرنگیهای وحشی (اینگمار برگمن، 1957) و به همینخاطر، شاید در دستة ادبیات مدرن قرار گیرد.
در هنگام انتخاب کتاب و ترجمه دو نکته را مدنظر داشتیم؛ اولاً نسخهای خلاصهتر از نسخه اصلی را انتخاب کردیم تا قیمت کتاب نهایی، کمتر و طبعاً خریدش راحتتر باشد. ثانیاً لحن آهنگین و نظمگونة بخشهایی از کتاب را حفظ نکرده و به نثر تغییر دادیم تا خواندنش آسانتر شود.
با وجود انتشار پانزده جلد کتاب و داستان کوتاه و فیلمنامه، استخوان زیر آفتاب اولین ترجمة من در حوزة رمان است. بیشتر فیلمنامه میخوانم یا ترجیح میدهم اقتباس سینمایی از رمان را ببینم؛ در این بین البته استثناءهایی وجود دارند، مانند کارهای ویرجینیا وولف، آگاتا کریستی یا هاروکی موراکامی.
آشپزخانه نقش مهمی در این رمان دارد؛ مثل فیلم ساعتها (2002) ساخته استیون دالِری برمبنای رمان خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف. نویسنده در این رمان لحن خاصی را در پیش گرفته که ابتدا عجیب است و سپس عادی میشود. اگر صبور نیستید که کشف کنید «استخوان زیر آفتاب» چیست، منظور توربین بادی است؛ نویسنده در صفحه 72 به این مسأله اشاره میکند.
در پایان مایلم از چند نفر تشکر کنم؛ از نشر وراء (آقایان حیرانی و معمار) و سعید مقدم که واسطة آشنایی ما بود. همچنین سپاسی ویژه از شما، یعنی قشرِ متوسطِ تحصیلکردة شهری که با وجود مشکلات اقتصادی هنوز کتاب در سبد خریدتان جای دارد. امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.
جزئیات خاص
موقعیت آگهی
آیا برای معرفی کتاب خود به دوستداران کتاب آماده هستید
درباره کتاب ادز
کتاب ادز مرجعی برای معرفی کتابهای ناشران و نویسندگان به دوستداران فرهنگ و ادب و کتاب به صورت رایگان می باشد
دسترسی سریع
افراد آنلاین
ما 391 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم








