
برای نوشتن از تاریخْ هزار و یک راه وجود دارد؛ بعضیها سراغِ تاریخ سیاسی میروند و برخی دیگر سر از پیچ و خمهای تاریخ اجتماعی درمیآورند. عدهای تاریخنویسیهای دیگران را رد میکنند و باقی از تاریخهای خشک و رسمیْ داستانهای جذاب و گیرا میسازند. حالا نویسندهای پیدا شده است که همهٔ این راههای ظاهراً جدا از هم را به یکدیگر رسانده است و از آن مجموعهای ساخته به نام «فصلهای ناگفته تاریخ»
راه و رسم نویسندهٔ انگلیسی این مجموعه، یعنی جایلز میلتون، توجه وسواسگونه به جزئیات است. او دقیقاً آن جایی قلم را بهدست میگیرد که باقی تاریخنویسان قلم را زمین میگذارند و به خودشان استراحت میدهند. او از لابهلای آشغالهای هیتلر پی به بیمارهای شدیدش میبرد و از تحلیل عکسی خاکگرفته در آرشیو اسناد ملی لندن میفهمد که چرچیل به حمله شیمایی هولانگیری فرمان داده بود.
زبان شوخ و سرخوش نویسنده از عناوین کتابهایش هم مشخص است. دو کتاب این مجموعه به نامهای «وقتی هیتلر کوکائین میزد و مغز لنین جابهجا میشد» و «وقتی چرچیل گوسفندان را قربانی میکرد و استالین به یک بانک دستبرد میزد» به فارسی ترجمه شده است. هر کدام از این کتابها به دو بخش تقسیم شدهاند و با عناوین «کتاب اول» و «کتاب دوم» از هم جدا شدند. این دو قسمت کتاب نیز باز به ۹ بخش تقسیم شدهاند که هر کدام شامل سه نوشتهٔ کوتاه سه صفحهای میشود.
این نوشتهها علیرغم زبان ساده و سرراستش روایتگر مهمترین بخشهای تاریخ معاصر است و اغلب آنها پیشینهای مفصل از رازها و مجادلات را بر شانه خودشان حمل میکنند:
خواندن مجموعهٔ «فصلهای ناگفته تاریخ» شبیه تجربهٔ چای خوردن و گپ زدن با دوستی خوشصبحت است. شاید همه اطلاعات رد و بدل شده در چنین نشستی دقیق و بیعیب و ایراد نباشد اما همچنان به شبزندهداریش میارزد.
فصلهای کوتاه و متن خوشخوان و ساده و البته کاغذ بالکی این دو کتاب باعث شده است تا انتخابی خوبی باشد برای آنهایی که در وسایل حمل و نقل عمومی کتاب میخوانند. اگر شما هم از آنهایی هستید که میدانند هر نویسنده جایی و هر کتاب مکانی دارد، میتوانید این کتاب را همراه سفرهای شهری خودتان کنید یا آن را در آخرین لحظات هوشیاری قبل از خواب بخوانید.
نوشته چگونه تاریخِ ناخوانده را بخوانیم؟ اولین بار در مجلۀ 30بوک. پدیدار شد.

