
"چوب نروژی" ،نام یکی دیگر از رمانهای بلند موراکامی ،نویسنده شهیر ژاپنی است که ازیک موسیقی جاز به همین نام گرفته شده است و اثری از "گروه بیتل ها" می باشد.
برخلاف سایر رمانهای بلند موراکامی ،چوب نروژی به سبک رئال نوشته شده و داستان تنهایی و سرگردانی پسری نوجوان به نام "واتانابه" را بیان میکند.
یک نوجوان هفده ساله که تا بیست سالگی سن خود را دراین داستان شرح می هد.
همانند سایر رمانها ، دراین رمان نیزموراکامی تنهایی انسان و روبه روشدن با خصایص انسانی رابا ظریف ترین بیان به تصویر می کشد وگاها این ظرافت بیان ،شناخت عمیقی ازتنهایی انسان را موجب می شود.
دراین رمان چنان از انواع موسیقی،ومخصوصا موسیقی جاز،صحبت شده که گویا داستان با زمینه ای از موسیقی جاز درحال پخش، بیان می شود و خود نویسنده نیز از یادآوری این نکته لحظه ای غافل نمی شود.
دراین داستان ،تعریف عشق به طرز شگفت انگیزی توسط موراکامی انجام شده است ،حال آنکه اذعان می دارد همیشه و درهرزمان نمی توان پایان دلخواهی رابرای داستانهای عاشقانه تصورنمود و چه بسا خلاف تصورات خواننده _همانگونه که درزندگی حقیقی نیزجریان دارد _ممکن است حتی والاترین احساسات نیز به سرانجام دلخواه نرسیده و تراژدی دردناکی را رقم بزند.
به هرحال! داستان به سبک رئالیسم می باشد و درزندگی رئال نیز همه چیز ممکن است!!
پ ن ۱: یه جا خوندم چوب نروژی یه جورایی اتوبیوگرافی نویسنده ست وداستانی از حسرت های جوانی و نوجوانی نویسنده
این مطلب درست باشه یا نه ،ولی بازهم واقعا سرشارازحسرته و واقعا بعدازخوندنش باید از ته دل یک "آآآه"بلند کشید ،خیلی از فرصتهایی که با مرگ شخصیت های داستان ازبین میرن و یه حسرت عمیق به دل "واتانابه" میذارن!!
پ ن۲: در دنیای "واتانابه " ها ،تو سعی کن "میدوری" باشی😉
پ ن ۳: مرگ پشت سرمان بود نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود نمی دانستیم ....